ترامپ و باز کردن خیالی تنگه هرمز

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ وزیر انرژی آمریکا چند روز پیش با ادعای اینکه صادرات نفت خلیج فارس به میزان قبل از جنگ بازگشته است، به جمع دروغپردازان دولت ترامپ پیوست. وی نه تنها این، بلکه آمار و ارقام جنجالی نیز ارائه داد، به ویژه اینکه صادرات نفت از تنگه هرمز در آخرین روز ماه اوت علاوه بر ۴ تا ۵ میلیون بشکه صادر شده از خطوط لوله جایگزین که عربستان و امارات به آنها متوسل شدهاند، تقریباً ۱۷ میلیون بشکه بوده است.
نخستین بار نیست دولت ترامپ اظهارات مشکوک و غیرقابل اعتمادی درباره روند جنگ با ایران مطرح میکند
هر کسی تحولات و رویدادهای روزانه جنگ را دنبال میکند، نیازی به جست وجوی زیاد ندارد تا ببیند اظهارات وزیر امور خارجه آمریکا کاملاً از واقعیت تهی است و بخشی از کارزار رسانهای پرچم دروغین است که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا برای سرپوش گذاشتن بر شکست خود در بازگشایی تنگه هرمز به روی کشتیها، سازماندهی کرده است. ما آن را کارزار رسانهای « پرچم دروغین» مینامیم، زیرا خود ترامپ نیز در تلویزیون ظاهر شد و درباره بازگشت صادرات نفت خلیج فارس به میزان قبلی صحبت کرد، در حالی که قیمت هر بشکه نفت به بیش از ۹۵ دلار افزایش یافته بود که نشانهای آشکار از دروغ بودن ادعاهای مقام های آمریکایی است.
واقعیت چیز دیگری است
نخستین بار نیست دولت ترامپ اظهارات مشکوک و غیرقابل اعتمادی درباره روند جنگ با ایران مطرح میکند. ماههای گذشته درگیری شاهد اظهارات متعددی از این دست بود و تحولات بعدی ثابت کرده است واشنگتن عمداً حقیقت را پنهان و روایتهای دروغین و گمراهکنندهای مانند ادعاهای نابودی کامل قابلیتهای ایران و اینکه تهران به شدت به دنبال توافق به هر قیمتی است و ... مطرح می کند.
اما این ادعا که تنگه هرمز به روی کشتیهای حامل نفت باز شده است، حتی برای شهروند معمولی آمریکایی که خود را در موقعیتی میبیند که این اظهارات را با قیمتهای بالای مداوم مشتقات نفتی، به ویژه بنزین، که برای خود و خانوادهاش سنگین است مقایسه میکند، دروغی آشکار است.
گذشته از وضعیت قیمت مشتقات نفتی در آمریکا، سه واقعیت وجود دارد که ادعاهای رئیس جمهور و وزیر انرژی آمریکا را رد میکند:
نخست، دادههای نظارتی بینالمللی درباره ترافیک کشتیرانی: این داده ها که چند روز گذشته منتشر شده است به صراحت نشان میدهد تنگه هرمز روزهای نخست این ماه شاهد کاهش شدید و ادامه انقباض ترافیک کشتیرانی بوده، زیرا تنها عبور ۶ تا ۱۲ کشتی در روز ثبت شده، در حالی که میانگین تاریخی حدود ۶۰ تا ۸۵ کشتی در روز است، یعنی نرخ جریانی که از هفت تا ۱۰ درصد ظرفیت معمول تجاوز نمیکند.
دادهها همچنین نشان میدهد بیشتر کشتیهایی که تردد آنها رصد شده، کشتیهای کوچک منطقهای یا کشتیهای فلهبر و کشتیهای خدمات تعمیر و نگهداری منطقهای بودهاند، در حالی که تردد ابرنفتکشها و کشتیهای حمل LNG متعلق به شرکتهای بینالمللی از خطوط کشتیرانی خارجی تقریباً به طور کامل متوقف شده است. دادهها همچنین نشان میدهد بین ۲۵۰ تا ۴۰۰ کشتی تجاری در مناطق انتظار باز در خلیج فارس و خارج از خط کشتیرانی منطقهای لنگر انداختهاند و منتظر تثبیت وضعیت امنیتی یا اعطای مجوز و هماهنگی برای عبور هستند.
دوم، قیمت نفت که روزانه در نوسان است: قیمت نفت از زمان بسته شدن مجدد تنگه هرمز به زیر ۹۰ دلار نرسیده است، در حالی که باز شدن تنگه هرمز پس از امضای یادداشت تفاهم بین واشنگتن و تهران، در کاهش قیمتها به حدود ۷۵ دلار نقش داشت.
بنابراین چگونه میتوانیم درباره بازگشت خلیج فارس به پمپاژ بین ۲۱ تا ۲۲ میلیون بشکه در روز به بازارهای جهانی صحبت کنیم، در حالی که قیمتها همچنان بالا هستند؟ این در حالی است که پمپاژ چنین مقداری در روز، مازاد خوبی را در بازارهای جهانی ایجاد میکند، در بحبوحه تغییراتی که این بازارها در ماههای گذشته شاهد بودهاند، زیرا آمریکا و کشورهای آمریکای لاتین صادرات نفت خود را افزایش داده و سایر کشورها در اجرای سیاستهایی که میزان مصرف روزانه آنها را کاهش میدهد، موفق بودهاند.
چگونه میتوانیم درباره بازگشت خلیج فارس به پمپاژ بین ۲۱ تا ۲۲ میلیون بشکه در روز به بازارهای جهانی صحبت کنیم، در حالی که قیمتها همچنان بالا هستند؟
سوم، اوضاع کشورهای خلیج فارس: منابع عربی تأیید میکنند هیچ چیز جدیدی درباره صادرات تقریباً متوقف شده نفت و گاز آنها وجود ندارد. به استثنای عراق که موافقت ایران را برای اجازه عبور برخی کشتیهای حامل نفت خود به بازارهای جهانی دریافت کرد، بقیه کشورها هنوز در صادرات نفت، گاز، محصولات پتروشیمی و سایر محصولات خود با مشکل مواجه هستند، به ویژه از آنجایی که چند روز گذشته شاهد هدف قرار گرفتن مستقیم برخی کشتیهایی بودیم که سعی داشتند بدون هماهنگی قبلی با طرف ایرانی از تنگه عبور کنند و واشنگتن با هدف قرار دادن سه نفتکش ایرانی به آنها پاسخ داد. مطمئناً تهران درباره این هدف قرار گرفتن ساکت نخواهد ماند یا از موضع خود مبنی بر بستن تنگه به روی کشتیهایی که با آن هماهنگ نمیکنند، عقبنشینی نخواهد کرد.
دو گزینه
بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت ترافیک دریایی به میزان پیش از جنگ، به یکی از دو موضوع بستگی دارد:
نخست، اینکه واشنگتن به توافقی که امضا کرده است بازگردد و به طور دائم وضعیت جنگ پایان یابد و ترتیباتی ایجاد شود که ازسرگیری ناوبری بدون مانع از تنگه هرمز را تضمین کند. این برای کشورهای منطقه و جهان بهترین و امنترین گزینه است، زیرا باعث صرفهجویی در زمان و کاهش تلفات میشود. با وجود این، مشکلات و موانعی در رابطه با پروژه آمریکایی در منطقه وجود دارد که به دنبال هژمونی و مطیع کردن دیگران با زور است.
دوم، پیروزی قاطع یکی از طرفین است. در این صورت، طرف پیروز تنگه هرمز را کنترل و امور آن را به گونهای مدیریت خواهد کرد که منافع و روابطش با کشورهای منطقه را حفظ کند. طبق دادههای فعلی، آمریکا در جنگ با ایران به هیچ یک از اهداف اعلام شده خود دست نیافته و برعکس، اهمیت ژئواکونومی عظیم تنگه هرمز را برای ایران و جهان آشکار کرده است. این موضوع باعث میشود تهران مصمم به حفظ کنترل خود بر تنگه به هر قیمتی باشد.